GAWBY
    • صفحه اصلی
    • فیلم ها
    • برنامه های تلویزیونی
    • عکس ها
    • در حال حاضر جریان
    • فیلم‌ها در حال پخش است
    • نمایش های تلویزیونی در حال پخش است
    • در تئاترها
    • به زودی
    • وارد شوید
      • برنامه را در گوگل پلی دانلود کنید
        • GAWBY
               کشور
                • صفحه اصلی
                • فیلم ها
                • برنامه های تلویزیونی
                • عکس ها
                • بیشتر
                  در حال حاضر جریان فیلم‌ها در حال پخش است نمایش های تلویزیونی در حال پخش است در تئاترها به زودی سلبریتی ها
                • وارد شوید
                  1. صفحه اصلی
                  2. برنامه های تلویزیونی
                  3. من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد (1996)
                  4. اپیزودها
                  من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد Poster

                  من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد

                  (1996)
                  Not Rated
                    45m
                    درام
                    ژانویه 21st, 1996
                  ویرایش کنید
                  بازیگران و خدمهتاریخ های انتشارمشخصات فنیعکس هازبان هاعناوین جایگزینکشورهای مبدأکلمات کلیدیاپیزودها

                  من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد فصل 1 اپیزودها

                  • فصل 1
                  • 1996
                  فصل 1
                  • تاریخ هوا جدید به قدیمی
                  • تاریخ هوا قدیمی به جدید
                  •   قبلی
                  • بعدی  
                  • 1
                  • 2
                  من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد قسمت شماره 1.1

                  قسمت شماره 1.1

                  ژانویه 21st, 1996

                  عبده سفر خود را با دوستی با فاطمه و برادرش سعید آغاز کرد.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.9

                  فاطمه نوزادی به دنیا می آورد و او را عبدالوهاب می نامند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.8

                  سرانجام عبده و فاطمه با هم ازدواج کردند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.7

                  عبده بیمارستان را ترک می کند، یک فروشگاه جدید می خرد و فروشگاه ابراهیم ساردینا را ترک می کند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.6

                  مرسی نقشه می کشد تا برای همیشه از شر عبدالغفور خلاص شود.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.5

                  عبده متهم به دزدی مغازه آشغال فروشی ابراهیم است.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.4

                  مرسی سعی می کند با فاطمه ازدواج کند، اما او قبول نمی کند. عبده به جمع آوری پول برای ازدواج با فاطمه ادامه می دهد.

                  من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد قسمت شماره 1.36

                  قسمت شماره 1.36

                  عبدالوهاب یکی از بازرگانان موفق ویکالت الباله می شود و زندگی مستقلی پیدا می کند، سرانجام عشق و کوشی «غذای فقرای مصری» عبده و فاطما را به هم نزدیک می کند.

                  من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد قسمت شماره 1.35

                  قسمت شماره 1.35

                  عبدالوهاب از آمنه طلاق می گیرد و سرانجام تصمیم می گیرد با پدرش همکاری کند.

                  من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد قسمت شماره 1.34

                  قسمت شماره 1.34

                  آمنه داستان عشق نذیره و حسین را فاش می کند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.33

                  عبدالغفور پروژه آمنه را رد می کند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.32

                  نذیره بحیرا را متقاعد می کند که نزد ابراهیم بازگردد.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.31

                  ابراهیم سعی می کند برگردد و دوباره با باهیرا ازدواج کند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.30

                  حسین به نصیرا به عشق خود اعتراف می کند.

                  من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد قسمت شماره 1.3

                  قسمت شماره 1.3

                  پلیس عبدو را پس از درگیری با یک فروشنده دستگیر کرد.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.29

                  نذیره تنها کسی است که در مراسم ازدواج عبدالوهاب شرکت می کند و فاطمه از این بابت عصبانی می شود.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.28

                  آمنه پس از تصادف به بیمارستان می رود تا عبدالوهاب را ملاقات کند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.27

                  روزالین مسلمان می شود و نام خود را به آمنه تغییر می دهد.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.26

                  عبدالوهاب از خارج برمی گردد و نذیره روزالین را برای درمان دندان درد فاطمه می آورد.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.25

                  عبدالغفور پروژه ابراهیم را رد می کند، بحیرا پس از طلاق به خانه برمی گردد و نذیره تصمیم می گیرد وارد دانشگاه آمریکایی شود.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.24

                  «مصطفی» وزیر سابق برای تکمیل طلاق به دیدار عبدالغفور می رود


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.23

                  ابراهیم و بحیرا در هتل پنج ستاره ازدواج می کنند و سانیا پس از طلاق به خانه بازمی گردد.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.22

                  محفوظ می خواهد پسرش را به ازدواج بحیرا دختر عبدالغفور درآورد.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.21

                  عبدالوهاب برای تکمیل تحصیلات خود به خارج از کشور سفر می کند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.20

                  بالاخره ازدواج بامزه سانیا.

                  من در لباس پدرم زندگی نخواهم کرد قسمت شماره 1.2

                  قسمت شماره 1.2

                  عبدو کار را زیر بال تاجر بزرگ ضایعات "ساردینا" در Wikalet elbalah شروع می کند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.19

                  درگیری بین عبدالغفور و خانواده وزیر.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.18

                  عبدالغفور از ازدواج سانیه با نبیل خودداری می کند.


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.17

                  نذیره داستان عشق نبیل و سانیا را برای مادرش فاطمه فاش می کند


                  Upload Poster

                  قسمت شماره 1.16

                  عبدالغفور پس از دیدن سانیا با نبیل از رفتن به مدرسه جلوگیری می کند.

                  در حال نمایش 1 به 30 از 36 نتایج

                  •   قبلی
                  • بعدی  

                  در حال نمایش 1 به 30 از 36 نتایج

                  • 1
                  • 2
                  • تاریخ هوا جدید به قدیمی
                  • تاریخ هوا قدیمی به جدید
                  با یک دوست به اشتراک بگذارید
                  محبوب
                  حرفه ای
                  گزینه های بیشتر
                  اوه!
                      به صورت رایگان ثبت نام کنید 
                  برنامه را در گوگل پلی دانلود کنید
                  شرکت
                  • درباره ما
                  • تماس با ما
                  • ارسال بازخورد
                  مشارکت کنید
                  • اضافه کردن فیلم
                  • اضافه کردن برنامه تلویزیونی
                  • راهنمای مشارکت
                  قانونی
                  • شرایط
                  • حریم خصوصی

                  © 2026 Gawby.com

                  GAWBY
                  ارسال بازخورد به Gawby.com