GAWBY
    • صفحه اصلی
    • فیلم ها
    • برنامه های تلویزیونی
    • عکس ها
    • در حال حاضر جریان
    • فیلم‌ها در حال پخش است
    • نمایش های تلویزیونی در حال پخش است
    • در تئاترها
    • به زودی
    • وارد شوید
      • برنامه را در گوگل پلی دانلود کنید
        • GAWBY
               کشور
                • صفحه اصلی
                • فیلم ها
                • برنامه های تلویزیونی
                • عکس ها
                • بیشتر
                  در حال حاضر جریان فیلم‌ها در حال پخش است نمایش های تلویزیونی در حال پخش است در تئاترها به زودی سلبریتی ها
                • وارد شوید
                  1. صفحه اصلی
                  2. برنامه های تلویزیونی
                  3. عدن (1993)
                  4. اپیزودها
                  عدن Poster

                  عدن

                  (1993)
                  R
                    1h 47m
                    درام, رمانتیک
                    آوریل 7th, 1993
                  ویرایش کنید
                  بازیگران و خدمهاعتبارات شرکتتاریخ های انتشارگواهینامه هامشخصات فنیعکس هالینک های خارجیزبان هامکان هاعناوین جایگزینکشورهای مبدأکلمات کلیدیبرچسب هااپیزودها

                  عدن فصل 1 اپیزودها

                  • فصل 1
                  • 1993
                  فصل 1
                  • تاریخ هوا جدید به قدیمی
                  • تاریخ هوا قدیمی به جدید

                  Upload Poster

                  خلبان

                  ژوئن 27th, 1993

                  ما در سوئیت ایان گاریسون و همسرش ویکتوریا در حالی که از تخت بیرون می‌آید شروع می‌کنیم. سپس به ویلای حوا می رویم و او از پنجره بیرون را نگاه می کند و در ذهنش شوهر مرحومش را می بیند و با او یک پرش می کند. سپس به واقعیت برمی گردد. سپس یک وانت به استراحتگاه می آید و یکی از دوستان ایو به نام رندی بنکس را پیاده می کند. حوا موفق می شود او را در حالی که مشغول بحث با مدیر وظیفه است ببیند. به توصیه خواهرش، رندی به حوا می گوید که تصمیم گرفت پس از یک سفر کمپینگ کوتاه با دوستانش به آنجا برود، زیرا وقت اضافی دارد. در حالی که آنها صبحانه می خورند، رندی با وضعیت خود صحبت می کند. او به او گفت که طلاقش چه تأثیری روی او گذاشته است و استودیوی ایروبیک او زیر سوال رفته است. سپس او را به برادر شوهرش جاش معرفی می کند. او به طور خلاصه در مورد او به او بگوید. در همین حین در استخر، ویکتوریا با مهمان دیگری به نام آندریا کارمایکل ملاقات می کند، غافل از اینکه آن زن معشوقه ایان است. آندره آ به ویکتورا می گوید که برای ملاقات با کسی آمده است و او هنوز آنجا نیست. ایان به استخر می آید و همسرش او را به زن معرفی می کند. اندکی بعد آندریا به سوئیت او می آید و ایان از دیدن او خوشحال نیست. او به او گفت که با این امید که دیگر هرگز او را نبیند، به او پول داد. سپس آنها یک پرت کوتاه می کنند و آندریا چیزی را در حوله اش می ریزد. ایو به ویلای او می رود و جاش یک نقاشی به او تقدیم می کند. در استخر، BD با یک مهمان هتل در مورد خواهرش صحبت می کند و به او می گوید که او بیشتر با پدرش بوده است، که بعداً یک مهمانی شام خواهد داشت. سپس همسر ایان به این فکر می‌کند که برای شام با آندره‌آ چه بپوشد، در حالی که ایان آنچه را که آندریا قبلاً به او داده بود، کنار می‌گذارد. سپس به طور خلاصه در مورد آندریا با او صحبت می کند. سپس دختری که BD قبلاً در استخر با او صحبت کرده بود از دوران کودکی خود در حالی که برای شنا در اقیانوس می‌رفتند به او می‌گوید و به شوخی به او می‌گوید که اگر نگران او است بیا و او را بیاور. سپس آنها یک پرت کردن وجود دارد. در شام، آندریا و ویکتوریا در مورد طلاق صحبت می کنند. ویکتوریا از آندریا می پرسد که آیا دوست پسرش در حین خواندن روزنامه سوت می زند، مانند شوهر سابقش. ایان از آندریا می پرسد که چه مدت قصد دارد در آنجا بماند، که در حال حاضر نمی تواند تعیین کند. او سپس خود را بهانه می کند و ایان به ویکتوریا می گوید که چیز عجیبی در مورد آندریا وجود دارد. ویکتوریا به او اشاره می کند که آن دو قصد دارند روز بعد به خرید بروند. سپس می بینیم که آندریا قرص هایی در دست دارد. جاش به رندی می گوید که در سانفرانسیسکو زندگی می کند و برای بررسی کسب و کار خانوادگی به عدن می آید. رندی در مورد اینکه چه کاری باید انجام دهد هنگام بازگشت به لس آنجلس ایو و جاش تصمیم نمی‌گیرد تا به رندی به عنوان مربی تناسب اندام آنها کار کند. در ابتدا رندی فکر می کند که آنها به طعنه می پردازند، اما به او می گویند که دنبال یکی می گردند. آنها به او اجازه دادند تا شب در این مورد فکر کند، اما سپس رندی بلافاصله تصمیم می گیرد آن را بگیرد. سپس برای این نان تست می کنند.


                  Upload Poster

                  عدن 6


                  Upload Poster

                  عدن 5

                  ما در سوئیت سلین وینستون هستیم که رندی شب را با او در رختخواب گذراند. صبح است و رندی بلند می شود تا ساعت ساعتش را بررسی کند. سپس سلین از خواب بیدار می شود، رندی را می بوسد و به او پیشنهاد می کند که روز را تعطیل کند. رندی به او توضیح می دهد که باید به آن شغل برود و باید ساعت 7 در مرکز تناسب اندام باشد. دوربین برای گربه چینی محو می شود. سپس قبل از شروع کار دوش می گیرد. در همین حین در لابی، ایو پشت میز با مایکل در مورد جاش مشورت می کند. مایکل به او می گوید که جاش یک پرواز اولیه به سانفرانسیسکو را گرفته است. ایو سپس با پل تماسی دریافت می‌کند که با تلفنی که نزدیک است تماس می‌گیرد. او به پل می گوید که هنوز نمی تواند قایقران بی پروا را از ذهنش دور کند. او به او می گوید که کارهای زیادی برای انجام دادن دارد و سپس دوباره از او برای حمایتش تشکر می کند. در سوئیت سلین، رندی به سلین می‌گوید که برای سر کار دیر شده است و از سلین تشکر می‌کند که به او اجازه داده شب را با او بگذراند. سپس سلین به رندی می‌گوید که هنوز می‌خواهد او را تا زمانی که هنوز در استراحتگاه است ببیند. سلین سپس به آنها پیشنهاد می کند که برای شام ملاقات کنند و او برای آنها میزی در یک رستوران رزرو می کند. سپس رندی به آنها پیشنهاد می کند که در سوئیت او غذا بخورند و گرگ از طرف او می پذیرد. سپس سلین به گرگ می گوید که از اینکه او بدون اجازه وارد اتاق خواب او شد، خوشحال نبود. سپس گرگ از آنچه در طول شب در آنجا اتفاق افتاد سؤال می کند و تصدیق می کند که سلین به تازگی از سردردی که داشت بهبود یافته است. او به او گفت که بعد از رفتن او از بین رفت. سپس رندی سر کار می رود. سپس گرگ روی تخت او می‌نشیند و می‌پرسد که آیا رندی به عنوان دستیار او جایگزین او می‌شود یا خیر. سلین به او می گوید که این برنامه نیست. آنها سپس با یکدیگر یک پرت کردن دارند. سپس رندی برمی گردد تا چیزی را که فراموش کرده بود دریافت کند: ساعتی که سلین برایش خریده بود. در استخر BD توسط شخصی به نام نیکی و مارسلا استون ملاقات می شود. مارسلا از او می پرسد که آیا برای ناهار آزاد است یا نه و BD به او می گوید که نیست. سپس مارسلا به او می گوید که به همین راحتی تسلیم نمی شود. در مرکز تناسب اندام، رندی به یک مهمان کمک می کند. سپس گرگ از رندی در مورد دستگاهی که استفاده می کند راهنمایی می خواهد. سپس به او هشدار می دهد که در دام سلین نیفتد، زیرا آنقدرها که به نظر می رسد سخاوتمند نیست. رندی به او می گوید که هیچ علاقه ای به سلین ندارد. گرگ سپس به او می گوید که مثل همیشه پیش او برمی گردد و رندی اهمیتی نمی دهد. سپس ایو به اطراف نگاه می کند زیرا قصد دارد برای بروشور جدید استراحتگاه چند عکس بگیرد و از او می پرسد که آیا مرکز تناسب اندام نیاز به اصلاح دارد یا خیر. رندی در آن لحظه نمی تواند به چیزی فکر کند. سپس رندی از او در مورد حادثه بی‌احتیاطی قایق‌ران در روز قبل می‌پرسد و به او می‌گوید که اگر کسی را ببیند که فکر می‌کرد مرده است، همین واکنش را نشان می‌دهد و به او می‌گوید که باید از کتک زدن خود در این مورد دست بردارد. سپس در راه پله، ایو به پل برخورد می‌کند که به او پیشنهاد می‌کند روز را مرخصی بگیرد تا استراحت کند. او به پل می گوید که باید برای شب دزدان دریایی آماده شود، اما پل به او می گوید که کارکنانش می توانند از آن مراقبت کنند. بعداً در ساحل، BD در حال نواختن گیتار خود است و رندی از یک شنای نیم مایلی که به تازگی انجام داده است خارج می شود. او به او می گوید که امیدوار است او و موسیقی او را قطع نکند، و سپس می پرسد که چرا او با هیچ یک از مهمانان زن تحسین کننده اش ناهار نمی خورد. بی دی به او می گوید که علاقه ای به انجام این کار ندارد. سپس BD حوله ای به او می دهد و او می رود. سپس حوا و پل را در حال اسب سواری در جنگل می بینیم. ایو سپس به پل می گوید که این مکان را دوست دارد. پل به او می گوید که او و همسر سابقش زیاد به آنجا می آمدند و او با شوهر جدیدش بهتر است. حوا به او یادآوری می کند که ازدواج آنها آنقدرها هم که او فکر می کند بد نبوده است. پل توضیح می دهد که آنها طلاق گرفتند زیرا آنها چیزهای مختلف را دوست دارند. سپس به او می گوید که از ژولیت خوشش می آید و چقدر خوش شانس بوده که مصاحبه کاسترو را دریافت کرده است. او به حوا می گوید که او تماس گرفته و هنوز او را ندیده است، اما ایو فرض می کند که در نهایت این کار را خواهد کرد. سپس به پل می گوید که از دیدن او در آنجا خوشحال است. در ساحل، BD بیرون می‌آید و زیر دوش در استخری نزدیک آب می‌شوید و مارسلا ظاهر می‌شود و او را اغوا می‌کند. BD از او می خواهد که این کار را متوقف کند، اما نمی تواند توضیح دهد که چرا این کار است. سپس مایو و مایو خود را در می آورد و او را می بوسد. BD از این کار لذت می برد. بعداً در یک رستوران، سلین به رندی می‌گوید که او همیشه به دنبال چیزی است که می‌خواهد، حتی در جوانی کارهای مختلفی را در ذهن داشت، حتی کلانتر بودن. . رندی به او می گوید که آرزو دارد همیشه بتواند دنبال چیزی که می خواهد برود. سلین توضیح می دهد که قبل از انجام این کار باید بداند که چیست. او به سلین می گوید که استقلال خودش را می خواهد و از دستور گرفتن از یک مافوق خسته شده است. او به سلین می گوید که استعدادهای زیادی دارد. او سپس در مورد دستیارش، گرگ، جویا می شود. او به او می گوید که در مرکز تناسب اندام بوده و فکر می کند که مانع تمرین او شده است. سلین به او توضیح می دهد که از بودن در جمع زنان لذت می برد و به این نتیجه می رسد که رندی جایگزین او به عنوان یک عاشق است. سپس از سلین می پرسد که چرا مردم خاویار را دوست دارند. سلین فکر می کند به خاطر جذابیت آن است. در سوئیت پل، او و ایو در حال صرف غذا هستند و ایو از او برای پختن برگر برای او تشکر می کند. سپس تلفن زنگ می زند. این یک خارجی است که زنگ می زند تا در مورد اسب صحبت کند. سپس ایو در مورد آمدن گرانت با اسب به سمت او خیال پردازی می کند. او را دنبال می کند و در مورد آن جویا می شود. سپس او را می بوسد و آنها یک پرش در یونجه دارند. وقتی بلوز و سوتینش را در می آورد، مکث کوتاهی می کنند و ادامه می دهند. سپس بلند می شود و به گراند می گوید که نمی تواند اینطور ادامه دهد زیرا وقتی تمام می شود دردناک است. سپس به واقعیت برمی گردد. سپس پل از حوا می پرسد که آیا یک کنیاک میل دارد؟ او قبول می کند. سپس پل از او می پرسد که آیا او خوب است؟ او به او می گوید که سرد است و به آنها پیشنهاد می کند که بروند داخل. در سوئیت سلین، او و رندی برای چیزهای غیرمنتظره نان تست می زنند. سپس گرگ به آنها می گوید که او نیز به آن اعتقاد دارد. سپس به سلین می گوید که او برای مجله GQ کار مدلینگ انجام خواهد داد. سلین به او می‌گوید که هرگز رویای این را نخواهد داشت که مانع این کارها شود. سپس به سلین می گوید که باید با هواپیما به نیویورک برود چون صبح روز بعد است. سپس شب خوبی را آرزو می کند. رندی فکر می کند که خوش شانس بوده است، اما سلین فکر می کند که این یک تصادف بوده است. در سوئیت پل، حوا از او برای یک شب فوق العاده تشکر می کند. سپس او به خواب می رود و او را می خواباند.

                  عدن عدن 4

                  عدن 4

                  ساعت برای ایو سینکلر، مالک بخشی از استراحتگاه مجلل عدن، تیک تیک می کند. به عنوان شرط وصیت شوهر مرحومش، او باید در عرض دو ماه ازدواج کند یا سهم خود را در عدن از دست بدهد.


                  Upload Poster

                  عدن 3

                  ما دوباره در سوئیت ایان و ویکتوریا هستیم و متوجه می شویم که ویکتوریا بالاخره ایان را همانطور که آندریا به او گفته بود ترک کرده است. ایان می خواهد بداند که چگونه آندریا توانست وارد سوئیت آنها شود. سپس او آرزو می کند که او می رفت زیرا او از توضیح اینکه چرا هنوز در استراحتگاه است خودداری می کند. رندی در ورزشگاه به مهمانان در انجام تمریناتشان کمک می کند. سپس او یک ملاقات غافلگیرکننده از همسر سابقش گیب دریافت می کند و از دیدن او خوشحال نمی شود. او به رندی گفت خواهرش به او گفت کجاست و او با بازی در کازینوهای لاس وگاس پول زیادی به دست آورد. رندی از باور آنچه به او گفته امتناع می ورزد و فرض می کند که یک بار دیگر چک را از صندوق های پستی دزدیده و آنها را نقد کرده است. او برای مدت کوتاهی باشگاه را ترک می کند، گیب او را تعقیب می کند و توضیح می دهد که ما به او گفتیم حقیقت است و او می خواهد دوباره با او باشد و جبران کند. رندی به گیب می گوید ای کاش او را تنها می گذاشت. گیب آرزو می کند که از پیشنهاد او ناراحت نشود. در سوئیت ایان، آندریا به ایان می گوید که حالا که ویکتوریا او را ترک کرده است، دیگر مجبور نیستند پشت سر او چیزی بکنند. سپس ایان به آندریا می‌گوید که در حال خروج از ادن و بازگشت به خانه نزد همسرش است. آندریا به ایان می گوید که قصد دارد او را از انجام این کار باز دارد. سپس ایان به او می گوید که با آندریا تمام شده است و آندریا لامپی را به سمت او پرتاب می کند که به دلیل مسیر بدش او را از دست می دهد. ایان به او دستور می دهد که سوئیت خود را ترک کند، در نتیجه او عذرخواهی می کند و او همچنان می خواهد که او را ترک کند. سپس در خانه او برای کمک فریاد می زند. در لابی، ایو از یک سناتور میهمان و همسرش استقبال می‌کند، که مشتاقانه منتظر مهمانی شامی است که در آن شب برگزار می‌کند و آنها را به منطقه خرید راهنمایی می‌کند. سپس او دوباره در مورد شوهر مرحومش خیال پردازی می کند که به او می گوید لباسی را که پوشیده است در بیاورد و با او آرایش کند. سپس به واقعیت برمی گردد. در ساحل، رندی از شنای برهنه بیرون می آید و یک پیراهن می پوشد و سپس گیب دوباره می آید تا او را اذیت کند. او هنوز می خواهد که او برود. سپس به او می گوید که در استراحتگاه مهمان است و هزینه اقامت خود را به صورت نقدی پرداخت کرده است. او هنوز هم می‌خواهد رندی به او فرصت دیگری بدهد، اما او دلیلی برای آن نمی‌بیند، زیرا نگران است که او دوباره دستکاری‌کننده شود، گیب به او می‌گوید که وقتی او در رختخواب است، خیلی به او فکر کرده است. سپس رندی پیراهنش را در می آورد و آنها را در آغوش می گیرند و می بوسند. در همین حال، ایان در سوئیت خود است و از آنجایی که او آماده است تا صورتحساب خود را آماده کند، درخواست می کند. سپس آندریا برمی گردد تا با ایان یک نوشیدنی بنوشد. ایان این کار را نمی کند. او می خواهد این کار را انجام دهد تا به عنوان دوست از هم جدا شود. سپس موافقت می کند که با او یک نوشیدنی بخورد و تمام. چیزی که او نمی داند این است که او یک قرص در نوشیدنی او می گذارد. آندریا به ایان می گوید منظورش همان چیزی بود که قبلا به او گفته بود. سپس ایان او را با قرص ها می گیرد و ناگهان سوئیت خود را ترک می کند. بیرون، حوا مشغول کار است و یک پیشخدمت ناهار او را می آورد. رندی وارد می شود و حوا از او می خواهد که برای ناهار به او ملحق شود. او به ایو می گوید که گیب سابقش به استراحتگاه آمده و از این بابت خوشحال نیست. او به حوا می گوید که او ادعا می کند که تغییر کرده است و او آن را دنبال نمی کند. در واقع، او ترجیح می دهد او را بکشد تا اینکه پیش او برگردد. سپس اعتراف می کند که نمی تواند تصمیم بگیرد که به او برگردد یا نه. ایو اعتراف می کند که ازدواج خوبی داشته و آرزو می کند که این ازدواج ادامه داشته باشد و اعتراف می کند که ای کاش گرانت هنوز زنده بود و نمی توانست از مرگ او بگذرد. در استخر، ایو از جاش می خواهد که در مهمانی شامی که در آن شب برای سناتور و همسرش می گذارد، همراه او باشد. ابتدا او اظهار می کند که مجبور شده است سوئیت خود را برای آنها رها کند و اینکه چگونه او می خواهد او اسکورت او باشد. ایو به او می گوید که فقط باید آن شب یک ژاکت بپوشد. سپس دعوت او را می پذیرد. آندریا روی صخره ای نشسته و به امواج آب نگاه می کند. سپس به سمت آب می پرد. نکته بعدی که می‌داند در سوئیت خود است و دکتر آنجا به او می‌گوید که خوش شانس است که چند کبودی دیده است. ایو با او آنجاست و بعداً به او می‌گوید که ایان رفت و او بعداً او را بررسی می‌کند. در ورزشگاه، رندی نحوه استفاده از یکی از دستگاه های ورزشی را به مهمان نشان می دهد. سپس گیب ظاهر می شود، و رندی آرزو می کند که او را دنبال نمی کرد. گیب توضیح می دهد که او حق دارد از تجهیزات مانند هر مهمان دیگری استفاده کند. سپس گیب به او می‌گوید که اشتباه کرده است که در ادن کار می‌کند و آرزو می‌کند که با او به لس‌آنجلس بازگردد. او به گیب می گوید که با ایو تعهد کرده که در آنجا کار کند و قصد ترک کار را ندارد. سپس اشاره می کند که او با طلاق از او تعهد زناشویی خود را شکست. سپس رندی از او دور می شود. بعداً در سوئیت رندی، ایو می آید تا آنچه را که شوهر سابقش در مورد ترک شغلش در Eden به او گفته است، تأیید کند. او به او گفت که اینطور نیست و از اینکه فکر می کند او هنوز هم می تواند زندگی او را اداره کند، شوکه شده است. سپس آنها را در آغوش می گیرند. در سوئیت خود، لیسی و مارنی از BD استقبال می کنند و یک پای پیتزا برای او می آورند. او آنها را به آرامش دعوت می کند. به نظر می رسد آنها موقعیت های لحظه ای را دوست دارند و پیراهن های خود را در می آورند. Lacey سپس سوتین او را بردارید. سپس باعث می شوند که او در سوئیت خود احساس راحتی کند. سپس ناگهان سوئیت او را ترک می کنند. در سوئیت آندریا حوا از او دلجویی می کند. آندریا به حوا می گوید که زندگی اش به هم ریخته است و نمی داند بعد از آن چه کند. او سپس اعتراف می کند که او را تعقیب کرده است، زیرا هیچ چیز بهتری برای انجام دادن ندارد. او اکنون متوجه می شود که آنها احتمالاً هیچ جادویی برای شروع نداشتند و متوجه می شود که اکثر مردان آنقدر احمق نیستند که همسران خود را ترک کنند. حوا پس از آن فکر کنید که او ممکن است با مردی که ازدواج نکرده است بهتر باشد. آندریا اعتراف می کند که دیگر هرگز او را نخواهد دید و او دیگر هرگز او را لمس نخواهد کرد. حوا به او می گوید که شوهرش را از دست داده است. بدون او سال دردناکی بود، اما او آن را پشت سر گذاشت. او به آندره آ می گوید که دیگر ایان را نبیند و امیدی برای او نیز وجود دارد. سپس رندی وارد سوئیت گیب می شود و بر سر او فریاد می زند که چرا به ایو گفته است که کارش در ادن را رها می کند. او به او توضیح می دهد که امیدوار است پیش او برگردد. اما او این کار را نخواهد کرد. او به او می گوید که چقدر دلش برای داشتن رابطه جنسی با او در زمان ازدواجشان تنگ شده است. او به او می گوید که می خواهد برای مدت طولانی از او ناراحت باشد و او دوباره عصبانی می شود و به او می گوید که از او متنفر است. بعد از مهمانی شام، جاش به ایو می گوید که چقدر از مهمانی شامی که برای سناتور و همسرش برپا کرده بود، لذت برد. سپس شب بخیر او را می بوسد.


                  Upload Poster

                  عدن 2

                  زنگوله‌ای را می‌بینیم که صبحانه را به سوئیت ایان و ویکتوریا می‌آورد و آندریا یادداشتی در آن می‌ریزد و از زنگوله می‌پرسد که فلان رستوران کجاست. اولین روز رندی به عنوان مربی تناسب اندام ادن است. حوا او را چک می کند و بعد از کار او را به نوشیدنی دعوت می کند. ویکتوریا در مجموعه آنها یک پیام تلفنی برای آندریا می گذارد و به ایان نمی گوید که در مورد چیست. سپس آندریا به ایان و ویکتوریا برخورد می کند. ایو تلفنی با کسی در مورد جایگزینی یک کارمند صحبت می کند. بعد جاش میاد پیشش و ازش میپرسه بعد میره تا لباس عوض کنه. در حالی که در ویلای خود است، او فانتزی دیگری در مورد اینکه گرانت دوباره بیرون آنجاست دارد، پس از آن که آب در سینک جاری است، به واقعیت باز می گردد. ایان با ویکتوریا در حال رانندگی به سمت اسکله تفریحی است که در آنجا خرید می کنند. آندریا در وسیله نقلیه خود آنها را تعقیب می کند. او را می بیند و تصمیم می گیرد بیشتر راه برود. ویکتوریا وارد یک فروشگاه می شود و ایان آندره آ را می بیند که در مورد یادداشتی که برایش فرستاده می پرسد و یک بار دیگر به او می گوید که او را تنها بگذارد و اگر این کار را نکرد دستوری دریافت خواهد کرد. او به ایان می گوید که باید آن شب ساعت 8 به سوئیت خود برود، وگرنه او را پیدا خواهد کرد. در استخر، ایو در حال صحبت با تلفن است و در مورد یک نقص کامپیوتری که 2 مهمانی را در یک مجموعه رزرو کرده است، مطلع می شود. بعد این موضوع را به جاش می گوید. جاش ابتدا به آنها پیشنهاد می دهد که سوئیت را با هم به اشتراک بگذارند، سپس به او می گوید که یکی از طرفین می تواند سوئیت خود را داشته باشد و او می تواند جای دیگری بخوابد. سپس جاش آندره آ را در حال عبور می بیند و از حوا در مورد او می پرسد. ایو به او اجازه می دهد در ویلای خود، در بال مهمان بماند. در ساحل، BD دوست خود Lacey را می بیند که او را برای استراحت به سوئیت خود دعوت می کند. ایان در یک بار. در سوئیت لیسی آنها یک نوشیدنی می نوشند و او از او دعوت می کند تا در لس آنجلس به دیدنش برود، سپس به او می گوید که پیراهنش را در بیاورد. سپس لباس هایش را در می آورد. BD از او می پرسد که آیا می تواند تماشا کند و او به طعنه به او گفت که پسر استخر او را دید و او او را دفع کرد. بعداً آنها در رختخواب هستند و خواهر لیسی، مارنی وارد می شود و آنها را در رختخواب می گیرد. سپس آنها می ایستند و BD می رود. سپس مارنی لیسی را متهم می‌کند که او را در لباسش می‌پوشاند، که او رد می‌کند. در یک رستوران، ایان در حال رقصیدن با این همسر است و آندریا آنها را تماشا می کند. حوا سر میزشان می ایستد و به آنها پیشنهاد می کند خرچنگ را امتحان کنند. سپس آندره آ را در حال رقصیدن با مرد دیگری می بینند و یادداشتی دریافت می کنند که 10 سال ازدواج آنها را تبریک می گوید. ویکتوریا نمی تواند بفهمد که چرا او را اینطور اذیت می کند. مارنی از کاری که آنها را دیده است ناراحت است. در رستوران، ایان خوشحال است که آندریا شخص دیگری را پیدا کرده است که مزاحم شود، سپس به آنها پیشنهاد می‌کند با دربان تماس بگیرند تا استراحتگاهی در سنت بارتز برایشان رزرو کنند. اما ویکتوریا می خواهد به خانه برود. سپس آندریا نوشیدنی می‌خورد و سپس به آنها می‌پیوندد. آنها به آندریا می گویند که آنها را تنها بگذارد، فکر می کند که او مشروب است و آندریا سپس ایان را بدنام می کند و به ویکتوریا می گوید که دوست داشت وقتی با او بود مست شود و دوست داشت پشت زانوهایش خیس شود، که او انکار می کند. این به ویکتوریا بهانه ای می دهد تا به برنامه های طلاق خود ادامه دهد. برای آندریا این بدان معناست که آنها اکنون می توانند با هم باشند. سپس یک بار دیگر به آندریا می گوید که او را تنها بگذارد. حوا از بیرون ویلای خود امواج را تماشا می کند. جاش که شب را در ویلای ایو می گذراند به او نوشیدنی می دهد. جاش فقط به این دلیل است که می خواهد آنها برای آینده خود نان تست کنند. با این حال حوا قصدی برای فراموش کردن گذشته آنها ندارد.

                  • تاریخ هوا جدید به قدیمی
                  • تاریخ هوا قدیمی به جدید
                  با یک دوست به اشتراک بگذارید
                  محبوب
                  حرفه ای
                  گزینه های بیشتر
                  اوه!
                      به صورت رایگان ثبت نام کنید 
                  برنامه را در گوگل پلی دانلود کنید
                  شرکت
                  • درباره ما
                  • تماس با ما
                  • ارسال بازخورد
                  مشارکت کنید
                  • اضافه کردن فیلم
                  • اضافه کردن برنامه تلویزیونی
                  • راهنمای مشارکت
                  قانونی
                  • شرایط
                  • حریم خصوصی

                  © 2026 Gawby.com

                  GAWBY
                  ارسال بازخورد به Gawby.com